سرباز حرفه ای

بسمه تعالی

– یکی از سؤالاتی که بسیاری از جوانان مطرح می‌کنند این است که آیا شکل سربازی به صورت فعلی صحیح است یا نه؟

شاید دلیل این سؤال انتقال تجربه کسانی باشد که به سربازی رفته‌اند و آن‌ها به دلایل مختلف فواید آن را کم‌تر از عمری که سپری کرده‌اند می‌دانند.

سربازی حاصل تفکر ناپلئون بناپارت بود. چون در آن زمان برای جنگ‌ها صرفاً طبقه فقیر جامعه بسیج می‌شد و کشته می‌شدند و در ایام صلح اشراف در ارتش بودند لذا با عمومی کردن ارتش و سربازی، همگان مجبور بودند برای دفاع از کشورشان در ارتش حاضر شوند و تقریباً تمام کشورها از جمله ایران نیز پس از آن روی به شکل سرباز اجباری آوردند. پس از جنگ سرد قریب به صد و ده کشور شکل سربازیشان را تغییر دادند و روی به شکل سرباز حرفه ای آوردند. ایران تاکنون این نوع سربازی را نپذیرفته و مسئولین امر معتقدند که به علت تهدیدات، که احتمالاً تهدیدات زمینی هم هست، نباید فعلاً روش سرباز عمومی را تغییر دهیم.

به عنوان یک کارشناس نظامی احساس می‌کنم زمان تغییر رویکرد نیروهای مسلح ما نسبت به روش سربازی فرا رسیده و باید به سوی سرباز حرفه ای روی بیاوریم. در این زمینه دلایل مختلفی را می‌توان برشمرد:

۱- ارتش‌ها به سوی تخصصی‌تر شدن پیش می‌روند و لذا ضرورت حضور افراد زبده بیشتر حس می‌شود و لازم است آن‌ها برای مسئولیت‌های واگذاری، آموزش‌های خاص ببینند و آموزش‌های فعلی کفاف نمی‌دهد و اگر آموزش‌ها را در شرایط کنونی افزایش دهیم زمانی برای خدمت سرباز باقی نمی‌ماند.

۲- آمار جوانان تحصیل کرده به شدت رو به فزونی است و اکثر جوانان دیپلم به بالا هستند و مسئولیت‌های واگذاری متناسب با تحصیلات آن‌ها نخواهد بود، لذا جوانان احساس می‌کنند که بهره‌وری از عمرشان نسبت به آنچه که در ایام سربازی به دست آورده‌اند متناسب نیست بنابر این عنوان می‌کنند که دو سال از عمر آنها تلف شده است. (اگر چه طول مدت سربازی یکسال و نیم است ولی معمولاً دو سال مطرح می‌کنند)

۳- علی رغم حقوق کم سربازان و شرایط فعلی هزینه های دولت به مراتب افزون‌تر از پرداخت به سربازان حرفه ای است.

۴- انگیزه در سرباز حرفه ای به مراتب بیشتر از سرباز عمومی است.

۵- بیت‌المال بهتر حفظ می‌شود. مانند خودروها، تأسیسات و … و ده‌ها دلیل دیگر را نیز می‌توان یافت.

ده سال پیش زمانی که مسئولیت آموزش ارتش را بعهده داشتم نیز بر این اعتقاد بودم که سرباز حرفه ای باید جایگزین سرباز عمومی شود.ولی همکارانم معتقد بودند که با عنایت به تهدیدات متصور برای کشور استفاده از سرباز عمومی اولی‌تر است.

در ده سال گذشته کشورهای بسیاری این شیوه را جایگزین کرده‌اند لذا پیشنهاد دارم که ستاد کل نیروهای مسلح پس از هماهنگی با دولت و مجلس شورای اسلامی طرحی را خدمت مقام معظم فرماندهی کل قوا تقدیم نمایند و بر مبنای آن همه جوانان (به استثناء افرادی که از لحاظ پزشکی مشکل دارند ) دوره آموزش نظامی را ببینند و نیاز نیروهای مسلح از طریق سرباز حرفه‌ای تأمین گردد.

معمولاً در دنیا سربازان حرفه ای به مدت ۵ الی ۶ سال در ارتش با حقوق مکفی خدمت می‌کنند. در طول این مدت بسیاری از درجه داران و افسران از بین این سربازان انتخاب می‌شوند و پس از طی دوره مربوطه و تحصیل در دانشگاه افسری به صورت دائم استخدام می‌گردند.

شهر من راوند

بسمه تعالی

شهر من راوند

شاید صدها بار به صورت عبوری از راوند طی مسیر کرده‌ام و یا برای دید و بازدید از فامیل و دوستان اوقاتی را در این منطقه گذرانده‌ام. دوستان راوندیم خاطرات بسیار خوبی را برایم رقم زده‌اند؛ لذا همیشه از آنها ذهنیت مثبت داشته‌ام.

در ایام عزاداری‌های ماه صفر توفیق یافتم که دو شب در هیئت مذهبی راوند حضور پیدا کنم. اولاً مراسم بسیار روحانی بود ثانیاً حضور جوانان بسیار خوب بود. در پایان مراسم با آنها کمی گفتگو کردم، جوانانی بودند بسیار بانشاط، مذهبی، امیدوار و با اراده که به دنبال هویتی بودند که روزگاری نه چندان دور از ابعاد مختلف علمی، صنعتی و کشاورزی حتی از مرزهای کشور نیز فراتر رفته بود. آنها دریافته‌اند که نباید بگذارند نام راوند در نقشه های جغرافیایی حذف شود و این ممکن نیست مگر اینکه شهر راوند تصویب شود، اگر آنها همین‌طور با پشتکار و اراده قوی همه ظرفیت‌ها را بکار گیرند این آرزویشان تحقق خواهد یافت. روی مرزهای پیشنهادی باید کار کنند از شرق و غرب گرفته تا شمال و جنوب باید بدانند که طرف‌هایشان فوق‌العاده زیرک و سیاسی کار هستند و آنها را وادار خواهند کرد که به حداقل‌ها رضایت دهند.

وقتی به چشم‌های نسل جوان راوند نگاه می‌کردم امید و خود باوری در آن موج می‌زد آرزو کردم من هم در کنارشان مساعدت کنم تا در جشن ارتقا شهر راوند شرکت نمایم. انشا ا…

نکاتی قابل تامل در مورد راوند:

* دیار راوند از اولین مناطقی است که پرچم ولایت آل البیت بر بام آن برافراشته شده است. آن گونه که در تاریخ تشیع نام آن همواره در کنار قم  برده می شود. از این روی دیار راوند مهد تشیع در کشور ایران می‌باشد.

* اولین شارح نهج البلاغه از دیار راوند بوده است و نام بلند آوازه او سید ابوالرضا ضیاءالدین فضل الله راوندی می باشد. این شخصیت بزرگ و سترگ با دوازده واسطه نسب شریف او به امام حسن مجتبی(ع) می‌رسد.

* اولین کتاب که در بر گیرنده تمام ابواب فقهی در موضوع آیات الاحکام می باشد کتاب فقه القران علامه قطب الدین راوندی است.

حوزه‌های عملیاتی جنگ نرم

حوزه‌های عملیاتی جنگ نرم

سرتیپ۲ ستاد عباسعلی منصوری

(این مقاله در شماره دهم  فصلنامه علوم و فنون نظامی درج گردیده است)

مقدمه

در مقاله‌های قبل به شیوه‌های جنگ نوین اشاره شد و در آن تفکیک جنگ به دو جنگ سخت و نرم مورد بررسی قرار گرفت. آنچه در این مقاله انشاء الله به آن خواهیم پرداخت، عملکرد جنگ نرم در حوزه های عملیاتی مختلف و ارتباط مؤلفه‌ها در این حوزه‌هاست.

حاکمیت در محیط و ظرف قدرت ملی دوام دارد و قدرت ملی در ارتباط مستقیم با مؤلفه‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و نظامی می‌باشد. تعامل این مؤلفه‌ها در حاکمیت نقش تعیین کننده‌ای دارد.

 رابطه بین مؤلفه‌های قدرت ملی

اگرچه مؤلفه‌های اقتصادی، سیاسی، نظامی، اجتماعی و فرهنگی هر کدام در حوزه تخصصی، مبانی ویژه‌ای را دارند و با گذر زمان در راستای هرچه بیشتر تخصصی‌تر شدن حرکت می‌کنند لیکن در محیط امنیت ملی در هم تنیدگی این مؤلفه‌ها را شاهد هستیم و بر همین مبنا مدل قدرت ملی و حاکمیت در آینده‌ای نزدیک به صورت شکل روبرو می‌شود. این مدل را در دهه‌های گذشته نیز شاهد بودیم با این تفاوت که در دهه‌های قبل ستون محوری را  مؤلفه نظامی گری تشکیل می‌داد ولی در این مدل درهم تنیدگی مؤلفه‌های مختلف اجازه نمی‌دهد که محوریت را به یکی از مؤلفه‌ها اختصاص داد.

لذا در تهدیدات حاکمیت، قدرت ملی، امنیت ملی، منافع ملی همه آسیب‌پذیرند و لذا اگر کشوری تهدید شود این تهدید مشمول همه مؤلفه‌ها می‌باشد و در صورت عملی شدن تهدید یعنی ورود به مرحله جنگ همه مؤلفه‌ها تحت تأثیر قرار می‌گیرند.

یکی از مهم‌ترین مشکلاتی که جهان در حال توسعه با آن مواجه است عدم ارتباط منطقی این مؤلفه‌هاست. این کشورها در حالت ثبات نسبی و یا حالت بحران‌های ضعیف بدون توجه به دیگر مؤلفه‌ها سعی در رشد ساختاری خود می‌کنند و در تضعیف سایر

مؤلفه‌ها می‌کوشند و عموماً مؤلفه نظامی را مؤلفه‌های مصرفی می‌دانند و لذا از هرگونه کمک و یا تلاش برای رشد همسان این مؤلفه اجتناب می‌کنند.

آنها معتقدند که مؤلفه نظامی صرفاً در زمان جنگ معنا دارد ولی این نگرش در جهان توسعه یافته به این شکل نیست و مؤلفه‌ها را در هم تنیده و ممزوج تلقی می‌کنند و مؤلفه نظامی گری را در همه زمان‌ها لازم می‌دانند. دنیای توسعه یافته و در حال توسعه و غیر توسعه یافته پاسخ‌های متفاوتی به سؤالات زیر می‌دهند.

آیا نظامی گری صرفاً در حوزه جنگ سخن می‌گوید و فقط برای رزم و درگیری‌های مرزی و منطقه‌ای کاربرد دارد؟

آیا نظامی گری یک مؤلفه مجرد است یا بر امور اجتماعی، روانی، شخصیتی و … جامعه نیز نقش دارد؟

آیا می‌توان ادبیات، فرهنگ، اقتصاد و سیاست یک جامعه را از مؤلفه نظامی گری پالایش کرد؟

اساساً اگر فضایی را تصور کنیم که قرار است تا ۲۰۰ سال آینده هیچ جنگی رخ ندهد آیا منتخبان این جامعه حکم می‌کنند که برای ۱۵۰ سال هرگونه اقدام نظامی گری منجمد شود و  ۵۰ سال مانده به بحران مجدداً این حرکت ادامه یابد؟ به عبارت دیگر آیا نظامی گری در دنیای بدون جنگ نیز نیاز است یا نه؟

چرا ادبیات حماسی فارغ از اینکه جامعه‌ای رویکردی به نظامی گری داشته باشد یا نداشته باشد از زیبایی خاصی برخوردار است و مورد اقبال تمام جوامع است؟

چرا پیشرفت در علوم مدیریت تا علوم مهندسی را، دنیا مدیون بخش نظامی گری است؟

اگر روح نظامی گری (نه برای جنگ) از جامعه‌ای رخت بر بندد چه تأثیر‌های روحی و روانی بر جامعه حاکم می‌شود؟

پاسخ‌های علمی، تحقیقی و منطقی به موضوعات فوق دنیایی را بر ایمان به تصویر خواهد کشید که بسیاری از تصورات غیراصولی فعلی را مردود خواهد شمرد. بعضی از افراد بر این باور هستند که یک نظامی عبارتست از فردی خشن، خشک و غیرقابل انعطاف که فقط به جنگ و کشتار می‌اندیشد در تصور این افراد جنگ‌های دنیا به وسیله نظامیان رقم می‌خورد. ولی آیا واقعاً جنگ‌هایی که تاکنون در دنیا رخ داده با پیشنهاد و یا دستور نظامیان رخ داده است؟ آیا هیتلر، استالین، صدام و بوش یک نظامی بودند؟ در تمام کشورها نظامیان در دفاع از تمامیت ارضیشان با دستور یا بدون دستور جنگیده‌اند این موضوع قطعاً بالاترین آمار را متوجه نظامیان می‌کند ولی آیا دستور اولیه برای آغاز تجاوز توسط نظامیان صادر شده است؟

آموزش‌ها در دانشگاه‌ها و آموزشگاه‌های نظامی مبتنی بر نظم است و هدف این آموزش‌ها دادن روح نظم و هنجار پذیری به نظامیان است ولی این سؤال مطرح است آیا جنگ یک هنجار است یا ناهنجاری؟ و چگونه ممکن است فردی که در وجودش هنجارها نهادینه شده ناهنجار طلب شود؟

اگر نیروهای مسلح در حالت دفاع و صیانت از شرف و تمامیت ارضی به اسلحه دست می‌برند برای ایجاد هنجار و کور کردن ناهنجاری تحمیلی است. در هر حال بحث مؤلفه نظامی در کنار سایر مؤلفه‌ها قدرت را به حاکمیت می‌دهد تا بتواند یک جامعه رشد یافته و توسعه بنیان را بنا گذارد. به همین دلیل علیرغم اینکه عملیات آمریکا در عراق سال‌ها توسط متخصصین اقتصادی سیاسی و روانی طراحی و به مرحله اجرا گذاشته می‌شد ولی همه نتیجه را نظامیان واگذار کردند و فروپاشی رژیم غیر مردمی صدام را حاصل عملیات نظامی دانستند.

امروزه تمام سازمان‌ها و تشکیلاتی که تحت عناوین مختلف همچون سازمان ملل، شورای امنیت، بانک جهانی، آژانس جهانی انرژی اتمی و … فعالیت می‌کنند در سیر و بنا به خواسته افراد ذی‌نفوذی که طراح فعالیت‌ها و عملیات نرم هستند گام برمی‌دارند. در کمیته جنگ نرم که در کشورهایی همچون آمریکا شکل گرفته اقتصاددانان با طراحی عملیات‌هایی، مدار اقتصادی کشورهای هدف را از کار انداخته و سیستمی ناکارآمد را در بعد اقتصادی پیشنهاد می‌دهند. مصرف‌گرایی، عدم تولید، تورم، نابرابری، تبعیض، عدم وجود عدالت اجتماعی، عدم وجود برنامه تخصص اقتصادی، بیکاری و … عواملی هستند که به خودی خود قادرند یک سیستم حکومتی را در دراز مدت متلاشی کنند در این وضعیت توزیع نابرابر ثروت فاصله طبقات مختلف را زیاد می‌کند و نارضایتی اجتماعی در مرحله بحرانی شکل می‌گیرد.

از لحاظ فرهنگی و اجتماعی نیز بسیار ظریف و موریانه‌وار با سرمایه‌گذاری بسیار زیاد، سست نمودن اعتقاد مردم را در دستور کارشان قرار می‌دهند. تهاجم فرهنگی به معنای واقعی صورت می‌گیرد. اگر روح حماسی از جامعه رخت‌بربندد انگیزه‌ای برای دفاع از مرزهای جغرافیایی و اعتقادی باقی نمی‌ماند. هدف مهاجمین این است که نسل جوان را در معرض اعتیاد و ولنگاری قرار دهند تا از علم، فناوری و خود اعتمادی دور شوند و یاس و ناامیدی نسل جوان را فرا گیرد و در پی آن زمینه‌های بی‌انگیزگی و عدم تمایل برای حفظ مرزهای اعتقادی، جغرافیایی و شرف به وجود آید. این‌ها همه سلاح‌های یک جنگ نرم است که بسیار خطرناک عمل می‌کنند.

در دفاع و مقابله نظامی حضور مردم در صحنه های نبرد بسیار تعیین کننده است. برای نبرد و پشتیبانی از نظامیان انگیزه و روحیه حماسی الزامی است و چنانچه این انگیزه نباشد و روح جنگجویی از بین رفته باشد. نتیجه جنگ قبل از شروع مشخص است. در این مرحله جنگ نرم نتیجه‌اش را گرفته است. نبردی که به علت ویژگی‌هایش برای بسیاری ناشناخته است و زمانی خودش را نشان می‌دهد که مصائب حاصل از آن جامعه را از هم گسسته است. یاس، ناامیدی، تورم، نارضایتی، بی‌اعتمادی، ولنگاری، بیگانه‌پرستی، مصرف‌گرایی، ترس، زبونی و جهل جامعه را فرا می‌گیرد همه منتظر نسخه‌هایی هستند که بیگانگان بر ایشان بپیچند و معلوم است که بیگانگان چه نسخه ای را تجویز می‌کنند.

بردگی مدرن هدیه به جامعه‌ای است که نفوذ موریانه‌وار جنگ نرم را متوجه نشده است. تباهی و سیاهی سرنوشت جامعه‌ای است که به بیگانگان در این نبرد کمک کرده‌اند چه آگاهانه که عملی خائنانه است چه ناآگاهانه که مزدوری بی مزد است.

جنگ سخت در این شرایط فقط در یک شرایط امکان‌پذیر است، نظامیان از جنگ نرم مصون مانده باشند.

جنگ نرم

جنگ نرم

(این مقاله در شماره هشتم فصلنامه علوم و فنون نظامی به چاپ رسیده است)

سرتیپ۲ ستاد عباسعلی منصوری

در پی مقاله جنگ نامتقارن از نگاهی دیگر (جنگ‌های آینده)در فصلنامه علوم و فنون نظامی سؤالاتی مطرح شد که لازم است راجع به بعضی از آنها در قالب این مقاله پرداخته شود.
در مقاله فوق اشاره شد که اصطلاح جنگ نامتقارن اصطلاحی است که زائیده تفکرات نیروهای اطلاعاتی و به منظور جنگ روانی و اتلاف نیروهای فکری است و لذا این جنگ صرفاً یک جعل اصطلاح است و در مجموعه کتب و یا مقالاتی که در این رابطه نوشته شده به مطالب جدیدی برخورد نمی‌شود.
عدم درک صحیح از نوع و چگونگی عملکرد آمریکا در عراق این سوء تفاهم را به وجود آورده که عملیات نظامی صورت گرفته در عراق به گونه‌ای بوده که شکل جنگ جدیدی از آن استنباط می‌شود که باید آن‌را جنگ نامتقارن نامید. اگر شکل عملکرد آمریکا در عراق تجزیه و تحلیل شود این مغلطه عملیاتی مرتفع می‌گردد.
این سؤال مهمی است که باید جواب آن‌را یافت. آیا آمریکا در عراق عملیات نظامی به معنای درگیری یگان با یگان انجام داد؟ آیا گسترش نیروهای طرفین در این جنگ شکل گرفت و اصول حاکم بر جنگ‌ها در این عملیات جاری شد؟ اگر گسترش نیروهای عراقی روبروی واحدهای عملیاتی آمریکا صورت گرفت این ترکیب و گسترش نیرو و تغییرات مداوم که در اثر فشارهای نیروهای مقابل صورت گرفته به طور روزانه چگونه بود؟
آمریکا کدام یک از تاکتیک‌های رخنه ای، احاطه ای و … را بکار برد و حاصل این تاکتیک چه میزان کشته و یا اسیر عراقی بود؟
اگر بتوانیم به سؤالات فوق جواب دهیم بدان معناست که عملیات صورت گرفته مشابه و مطابق تاکتیک‌هایی است که در دانشکده‌های فرماندهی و ستاد ارتش‌های جهان تدریس می‌شود و عنوان جنگ نامتقارن یک اصطلاح جعلی است و اگر نتوان پاسخ آن‌را یافت، سؤال دیگری مطرح است و آن اینکه آیا اشغال نظامی در پی عملیات رزمی انجام شد و یا اساساً بدون اینکه عملیات رزمی صورت گیرد اشغال انجام شده است؟ آنچه در اخبار و وسایل ارتباط جمعی مشاهده شد یک سناریوی عملیات رزمی بود. نه یک عملیات رزمی به معنای واقعی آن.
آنچه این احتمال را قوت می‌بخشد عدم انجام مقابله در نقاط حساس نظامی و عدم مقاومت در اشغال بغداد بود که کاملاً و به طور زنده از شبکه‌های تلویزیونی جهان پخش شد.
در ورود نیروهای نظامی آمریکا به بغداد نیروی نظامی مشاهده نشد و قبل از آن پل‌های مهمی که بر روی رودخانه‌های عراق است تخریب نگردید. حتی صدام که در شهر جولان می‌داد حدود صد نفر از مردم بغداد در کنارش مشاهده می‌شد و از فرماندهان و یا نیروهای نظامی خبری نبود.
مجموعه این ابهامات این فرضیه را تقویت کرد که مجموعه‌های نظامی بپذیرند که در عراق عملیات رزمی و تاکتیک‌های رایج انجام نشده و باید ابهامات را در نوع دیگری از جنگ یافت و لذا با طرح جنگ نامتقارن بدون توجه به عمق مطالب مطرح شده و مغلطه صورت گرفته توسط سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا ارتش آمریکا را ارتشی فوق تصور ترسیم کردند اما مصاحبه با فرماندهان و نظامیان عراقی به خوبی این موضوع را رد می‌کند. آنها میگویند جنگی در کار نبود.
نجنگیدن نظامیان عراقی را ناشی از برق آسا بودن عملیات و غافلگیر شدن آنها می‌دانند. در صورتی که نظامیان عراقی در مصاحبه‌ها چیزی جز این را عنوان می‌کنند.
چگونه آمریکا با تعداد بسیار کم کشته و تلفات، بغداد را فتح کرد ولی در ادامه عده‌ای از ارتش عراق و بعثی‌ها و افراطیون وهابی با نیروی کمتر از حتی ۱% (یک درصد)‌ قبل از اشغال نزدیک به سه هزار نفر نیروی آمریکا را کشته‌اند.
آیا ارتش عراق غافلگیر شد؟ چگونه ممکن است یک ارتش آرایش یافته که در خط جلویی نبرد است به این شکل غافلگیر شود؛ و در یک زمان بسیار کم پایتخت کشورش عرصه جولان نیروی بیگانه ‌گردد.
اگر بپذیریم آتش‌های سنگین آمریکا توان مقابله را گرفته بود چگونه ممکن است ارتشی که سابقه و تجربه جنگ با آمریکا را قبلاً نیز داشته این چنین تسلیم شود؛ و برنامه‌ای از قبل برای مقابله نداشته باشد.
ارتش عراق در مقابل مجموعه اقدامات نرم آمریکا و نه عملیات رزمی آمریکا شکست خورد و مفتضحانه کشورش را جولانگاه آمریکایی‌ها قرارداد، امّا باید دقت داشت که ارتش عراق در مقابل ارتش آمریکا شکست نخورد چون ارتش عراق قبل از رویارویی در برابر ارتش آمریکا شکست خورده بود و ارتش آمریکا کار مشکلی نداشت.
ارتش آمریکا صرفاً عملیات اشغال نظامی عراق را رقم زد نه انجام یک عملیات نظامی رزمی و رویارویی یگان به یگان.
نیروهای نظامی عراقی قبل از روبرو شدن با ارتش آمریکا لباس شخصی پوشیده بودند و قبل از انجام عملیات نظامی صحنه نبرد را ترک کردند.
این موضوع بسیار مهم است که آمریکایی‌ها سعی در مخفی نگه داشتن آن می‌کنند. آنها برای اینکه افتخار پیروزی را به ارتش آمریکا بدهند سعی بر این دارند که عامل موفقیت به نام ارتش آمریکا ثبت شود در صورتی که واقعیت جز این است، آنها با مطرح کردن جنگ نامتقارن در حقیقت به دو هدف می‌رسند، یک ارتش آمریکا را یک ارتش فوق‌العاده و شکست ناپذیر قلمداد کنند و از طرف دیگر بعد انسانی به این ارتش متجاوز دهند. چون طرف متقابل را در این جنگ تروریست‌ها، وحشی‌ها و… می‌نامند.
ارتش عراق در جنگ نرم شکست خورد و اساساً جنگ سخت رخ نداد و با شکست ارتش عراق در جنگ نرم ارتش آمریکا بدون درگیری اقدام به اشغال عراق نمود.
تا چند دهه قبل بقا و یا عدم بقای حکومت‌ها صرفاً با مؤلفه توان نظامی رقم می‌خورد و قدرت در توان نظامی خلاصه می‌شد؛ و لذا موفقیت لشکریان در جنگ‌ها انضمام کشور دیگر را در پی داشت و با شکست آن از دست دادن حکومت و کشور رخ می‌داد.
مؤلفه نظامی پشتوانه مؤلفه های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بود و به همین جهت سیستم حکومتی مشابه خیمه ای بود که یک ستون داشت؛ و هرگونه تزلزل در این ستون، خیمه را فرو می‌ریخت و لذا جنگ‌هایی که رخ می‌داد به منظور از بین بردن این ستون بود.
امروزه در کشورهای در حال توسعه اگرچه همچنان ستون نظامی از اهمیت فوق‌العاده ای برخوردار است ولی مؤلفه های اقتصادی و سیاسی و فرهنگی نیز به عنوان ستون‌هایی عمل می‌کنند که سقف حکومت را به روی آن بنا نهاده‌اند. بنابراین حکومت‌ها از شکل خیمه ای به شکل خانه تبدیل شده‌اند به گونه ای که بنای حکومت بر روی چهار ستون و یا چهار مؤلفه سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی قرار گرفته است.
در این شرایط هرگونه تزلزل یا فساد در این ستون‌ها موجب فشار مضاعف بر سایر مؤلفه‌ها و نهایتاً گسست حکومت می‌شود؛ لذا برای فروپاشی حکومت الزاماً نیازی به از بین بردن مؤلفه نظامی نیست بلکه می‌توان این سقف را با ایجاد تزلزل و فساد در سایر مؤلفه‌ها نیز فرو ریخت.
بر این اساس هرگونه درگیری با مؤلفه نظامی را جنگ سخت و هر اقدام برای از بین بردن مؤلفه های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را می‌توان جنگ نرم نامید. دنیای کنونی از غفلت کشورهای توسعه نیافته و یا در حال توسعه استفاده نموده و بدون از دست دادن فرصت، جنگ نرم را انجام می‌دهد و با توجه به این موضوع که جنگ نرم ویژگی‌های متفاوتی با جنگ سخت دارد که مهم‌ترین آن این است که حاصل این جنگ در طولانی مدت خود را نشان می‌دهد و لذا متولیان امور متوجه حرکت موریانه ای کشور روبرو نمی‌شوند؛ و در موارد زیادی بدون توجه در راستای اهداف آنها همکاری نیز می‌کنند.
اقداماتی که معمولاً در سازمان‌های نظامی برای آمادگی انجام می‌شود همچون رزمایش‌ها و تمرین‌ها و … در مؤلفه های دیگر در این رابطه اقدامی صورت نمی‌گیرد چون احساس دشمن در روبرو ملموس نیست.
از دیگر تفاوت‌ها این است که در جنگ سخت هرگونه حرکت، رفتار، گفتار یک نظامی که در آن دشمنی نسبت به طرف روبرویش نباشد نابخشودنی است و همین رفتارها و حرکات موجب روح شجاعت می‌گردد ولی در جنگ نرم همکاری‌ها حتی دادن اطلاعات که در جنگ سخت اقدامی خائنانه و مزدورانه تلقی می‌گردد. اقدامی انسان دوستانه و در جهت کمک به بشریت نامیده می‌شود و دنیای استکباری با تلاش وسیعی سعی دارد واژه کمک به بشریت در بین صاحب‌نظران گسترش یابد تا با همکاری این غافلان بشریت را در خدمت منافعش سوق دهد و جالب‌تر از همه اینکه در حالی که یک کشور در حال جنگ نرم است اندیشمندان و صاحب‌نظران بدون اطلاع از این جنگ در مقالات و سمینارها اندر باب نتایج منفی جنگ و لزوم اجتناب از جنگ سخنرانی می‌کنند چون آنها جنگ را صرفاً جنگ سخت تلقی می‌کنند و نمی‌دانند که خود آن‌ها در جبهه ای ایستاده‌اند و در حال ضربه خوردن هستند و به همین دلیل به دنبال راه‌های مقابله و یا تهاجم اقتصادی سیاسی و فرهنگی نیستند.
مهم‌ترین تفاوتی که ستون‌ها و مؤلفه های نگه دارنده حکومت در کشورهای توسعه یافته با کشورهای در حال توسعه و یا توسعه نیافته دارد این است که در کشورهای توسعه یافته این مؤلفه‌ها در هم تنیده‌اند یعنی در هر چهار ستون، مؤلفه های اقتصادی سیاسی، نظامی و فرهنگی وجود دارد ولی در کشورهای توسعه نیافته این چهار مؤلفه جدا از هم هستند و به همین جهت آسیب پذیرند.
اگر در کشوری چهار مؤلفه جدا از هم باشد چنانچه ضربه ای به یک مؤلفه وارد آید سایر مؤلفه‌ها در کوتاه مدت و حتی میان مدت متوجه ضربه نمی‌شوند و در مواردی در مراحل بسیار حساس که فرصت چندانی وجود ندارد متوجه می‌شوند که معمولاً کارایی چندانی نیز ندارند. نهایتاً این که جنگ نرم در حوزه های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی رخ می‌دهد و جنگ سخت در حوزه نظامی است.
چنانچه یک انسجام و در هم تنیدن در این چهار حوزه انجام نشود لاجرم ستون‌ها، تفکیک شده و به علت عدم اطلاع صاحب‌نظران و اندیشمندان سه حوزه جنگ نرم فشار فزاینده ای بر ستون نظامی وارد می‌آید به گونه ای که وحدت بردارهای نگه دارنده و مقابله کننده به سختی میسر است و جنگ سخت در این مختصات قابل پیش بینی نیست.

جنگ‌های آینده ازدیدگاهی دیگر

جنگ‌های آینده ازدیدگاهی دیگر
(این مقاله در شماره هفتم فصلنامه علوم و فنون نظامی به چاپ رسیده است)
نویسنده: سرتیپ۲ ستاد عباسعلی منصوری

چکیده:
در دهه گذشته محافل علمی نظامی با اصطلاح جدیدی به نام جنگ ناهمتراز (نامتقارن) آشنا شدند که از طریق آمریکایی‌ها وارد ادبیات نظامی گردید.
با مطرح شدن این نوع جنگ کتب و مقالات زیادی در تشریح و تفسیر آن نگاشته شد ولی این مقالات پیش از اینکه جنبه محتوایی داشته باشند در صدد القای مفاهیم و مطالبی بر آمدند که مد نظر نظریه‌پردازان آمریکایی بود و لذا به نظر می‌رسد که آمریکایی‌ها با قصد انحراف و بهره‌برداری روانی این اصطلاح را رایج نمودند.

متن:

جنگ تحمیلی و هشت سال دفاع مقدس برای نظامیان، دانشگاهی بسیار گران‌سنگ بود به گونه‌ای که ده‌ها سال نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران را از دانش و تجربه مستغنی ساخته و بدون شک نیروهای مسلح ما را به عالم‌ترین و باتجربه‌ترین ارتش جهان تبدیل کرده است.
مطالعات سال‌های پس از جنگ و فرصت‌هایی که بدست آمد تا به بررسی و تجزیه و تحلیل دفاع هشت ساله بپردازیم ثمراتی بسیار عظیم در پی داشته و دارد به گونه‌ای که نیروهای مسلح هم اکنون به خوبی می‌دانند که در هر مختصاتی از زمان و مکان چگونه باید دفاع کنند و به روش‌ها و شیوه‌های جدیدی که دشمن ممکن است اتخاذ کنند به خوبی واقف و در مراکز علمی و بالاخص در دانشکده فرماندهی و ستاد به آن پرداخته و همچنان فرصت‌های زیادی را برای کشف شیوه‌های جدید و خلق تاکتیک‌های دفاعی، تهاجمی و آفندی در پیش رو دارند.
مسیری که نسل جوان نیروهای مسلح در ابعاد علمی و عملی در پیش گرفته‌اند با توجه به ویژگی‌های اساتیدشان که خود از قهرمانان دفاع مقدس بوده‌اند ظهور نسلی خلاق، شجاع و عالم که دارای جرئت خطرپذیری فوق‌العاده و تعهد و وفاداری مخلصانه است را نوید می‌دهد.
امروز ما شاهد حضور این نسل در دانشکده فرماندهی و ستاد ارتش هستیم و از مجموعه اساتید و دانشجویان انتظار می‌رود که در یک تعامل علمی و نظامی علاوه بر شناخت شیوه‌های عملیاتی دشمنان واقعی و احتمالی، تاکتیک‌های نوینی را طرح و ارائه دهند.
در این راستا باید به این نکته توجه داشت که نباید این نگاه مداوم به دشمن، ما را به عناصری انفعالی صرف تبدیل کند به گونه‌ای که ابتکار عمل در اردوگاه مقابل باشد بلکه ضمن هشیاری کامل باید به خلق شیوه‌های جدید بیش از پیش اهتمام ورزید چرا که از موارد بسیار مهمی که در دفاع مقدس و دیگر صحنه‌های انقلاب اسلامی آموخته‌ایم این است که هرگاه ابتکار عمل در دست ما بوده دشمنان و بدخواهان زمین گیر شده‌اند و ما به موفقیت‌های شگرفی دست یافته‌ایم.
بدیهی است که دشمنان انقلاب اسلامی و در رأس آن آمریکا سعی دارند به گونه‌های مختلف در مسیر حرکت ایران اسلامی اختلال ایجاد کنند و از جمله مواردی که به نظر می‌رسد در یک اقدام گمراه کننده آن‌را مطرح نموده، موضوع جنگ ناهمتراز (نامتقارن) است.
در دهه اخیر واژه جنگ ناهمتراز (نامتقارن) که از طرف آمریکایی‌ها مطرح شده در محافل مطالعاتی مورد بررسی قرارگرفته و مقالات مختلفی در این رابطه نوشته شده است.
ولی با مطالعه مجموعه کتب، مقالات و موضوعاتی که در این رابطه نگاشته شده هیچ مفهوم خاصی که نشانگر تعریف جدیدی از یک جنگ و عملیات در سطوح عملیاتی، تاکتیکی و استراتژیکی باشد مشاهده نمی‌شود.
از دیر باز مراکز آموزشی و دانشگاهی نظامی جهان عملیات‌های نظامی را به دو دسته منظم و نامنظم تقسیم‌بندی و به شیوه‌های عملیاتی و تاکتیکی این‌گونه جنگ‌ها پرداخته‌اند و بنا به مختصات و مقتضیات زمانی، مکانی، لجستیکی و دیگر پارامترها یکی از این دو نوع عملیات و یا در موارد زیادی آمیخته‌ای از این عملیات‌ها را طراحی و آموزش داده‌اند و بدیهی است که عملیات‌های مختلف نظامی در جهان در قرون گذشته تاکنون نیز خارج از این دسته‌بندی نبوده ‌است.
اگرچه انتظار می‌رود که دانشجویان، محققین و اساتید نظامی در راستای نوآوری علمی تاکتیکی در این زمینه تلاش نمایند و با ارائه نظریات جدید از چارچوب‌های سنتی خارج و شیوه ‌های نوینی را مطرح کنند و به طریق اولی این انتظار بجایی از پژوهشگران نظامی ایرانی است که به دلایل مختلف که در این مقاله نمی‌گنجد با ارتقاء سطح علمی تاکتیکی به این مهم دست یابند ولی آنچه را که در این مسیر نباید فراموشی کرد دام‌هایی است که دشمنان جمهوری اسلامی با شگردهای مختلف در فرا روی مراکز مطالعاتی نظامی قرار داده‌اند.
نظریه‌پردازان جنگ تمدن‌ها که از گسترش اسلام حقیقی و بیداری مسلمانان پس از انقلاب اسلامی به شدت هراسانند سعی می‌کنند با ایجاد موانع و یا انحراف مسیر در ابعاد مختلف اجازه ندهند که تربیت شدگان مکتب اسلام به قله‌های پیشرفت دست یابند.
از جمله مواردی که به عنوان انحراف می‌توان به آن اشاره کرد ارائه علوم و یا یافته‌های جدید در اینترنت و یا در قالب مقالات، کتب و یا همایش‌های علمی تحقیقی است که با ارائه آن‌ها به عنوان علوم جدید و یا یافته‌های محققین و پژوهشگران دانشگاه‌های آمریکا و یا اروپا مسیر انحرافی را جلوی روی محققین و دانشمندان دیگر کشورها و بالاخص پژوهشگران ایرانی قرار می‌دهند و با این عمل زمان بسیاری را از دانشمندان ما گرفته و حتی در مواردی به اندازه‌ای زاویه انحراف را گسترش می‌دهند که سال‌ها بعد ممکن است محققین ما از این توطئه مطلع شوند.
به نظر می‌رسد که در این زمینه کشور نیازمند پژوهش عمیق است چرا که غفلت از این توطئه به شدت زمان را از ما خواهد گرفت و علاوه بر اتلاف عمر پژوهشگران که امید مملکت هستند سرمایه مادی زیادی نیز صرف خواهد شد.
با تذکری گذرا در این راستا هرگونه اقدام را به مسئولین بلند پایه نظام و محافل دانشگاهی و تحقیقی واگذار کرده تا با شناخت و شناسایی همه جانبه بتوانند ضمن استفاده از یافته‌های علوم در دنیا، جوانان و محققین دانشگاهی و مخصوصاً جوانان را از علوم انحرافی که یک دام بسیار خطرناک با پوشش علم است آگاه کرده تا پژوهشگران فکر نکنند که آنچه از اینترنت و یا کتب غربی بدست می‌آورند همان چیزی است که خود آنها (غربی‌ها) نیز به آن عمل می‌کنند و یا به آن اعتقاد دارند بلکه آنها این مقالات را برای مصرف دیگران تجویز می‌کنند. پایگاه‌های مطالعاتی غرب در موارد زیادی با بدست آوردن نیاز محققین کشورها می‌توانند علاوه بر جمع‌بندی نیازها مطالبی انحرافی را ارائه دهند که بحث دقیق و موشکافانه این مهم را از متخصصین و اساتید خواستاریم امید است که ما را برای جمع‌بندی این موضوع یاری فرمایند، دانشکده فرماندهی و ستاد آجا آمادگی دارد سمیناری را با شرکت اندیشمندان برای روشن‌تر شدن هرچه بیشتر این مهم برگزار کند.
به نظر می‌رسد ارائه مقالاتی پیرامون جنگ ناهمتراز (نامتقارن) نیز در همین راستا بوده و آنها قصد داشته و دارند که با ارائه این موضوع به عنوان یک دام و یا یک مسیر انحرافی مجموعه مراکز علمی تحقیقی را گمراه کنند.
در همه مقالاتی که از طرف غربی‌ها مخصوصاً آمریکایی‌ها پیرامون جنگ ناهمتراز (نامتقارن) نوشته شده به موضوعاتی همچون تروریست، جنگ هسته‌ای، جنگ سینمایی، جنگ کامپیوتری و … اشاره شده که این زائیده تفکر مجامع اطلاعاتی نظامی آمریکا می‌باشد.
آنها به طور موذیانه‌ای سعی کرده‌اند قدرت نظامی آمریکا را بسیار بزرگ و قدرت نظامی دیگر کشورها مخصوصاً کشورهای اسلامی را ضعیف جلوه دهند آنها نسخه‌ای را تجویز کرده‌اند که در آن راهی جز کوچک کردن یگان‌های نظامی و روی آوردن به جنگ نامنظم تصور نمی‌شود.
اگرچه جنگ نامنظم نیز شیوه و تاکتیکی است که هر کشوری در طرح‌های عملیاتی خود آن‌را لحاظ می‌نماید و بدیهی است که این نوع عملیات در کنار عملیات منظم و یا طرح بهره‌گیری همزمان عملیات منظم و نامنظم مورد توجه ویژه طراحان نظامی است و طبعاً استفاده آنها در جای خود عملی پسندیده است ولی آنچه ناپسند است حرکت در مسیری است که دشمنان ما آنها را طراحی کرده‌اند.
در جنگ ناهمتراز (نامتقارن) که از طرف آمریکایی‌ها ارائه شده هیچ یافته جدیدی را علاوه به جنگ روانی و مطالبی که قبلاً در مراکز علمی تحقیقی نظامی مطرح بوده نمی‌توان یافت، لذا صرفاً به آن به عنوان یک انحراف ایجاد شده از طرف دشمن باید نگریست.

منابع :
۱٫    جنگ نامتقارن –  کنت مکنزی
۲٫    نامتقارنی و راهبری نظامی آمریکا – دکتر استون متز – دکتر داگلاس جانسون – دکتر داگلاس لاویس
۳٫    جنگ نامتقارن – سرهنگ دان دیلی – سرهنگ تام اسمیت (دانشگاه پدافند ملی آمریکا)
۴٫    جنگ نامتقارن و ارتش آمریکا – روبرت آلن
۵٫    چرا قدرتهای بزرگ در جنگهای کوچک پیروز نیستند – سرگرد روبرت کاسید (دانشکده فرماندهی و ستاد آمریکا)

ابنیه و اماکن تاریخی ثبت شده در فهرست آثار ملی

 

 

ابنیه و اماکن تاریخی ثبت شده در فهرست آثار ملی

ردیف

نام اثر

آدرس

شماره ثبت

تاریخ ثبت

ملاحظات

۱

مسجد جامع نوش آباد

شهر نوش آباد

۲۰۱۵

۱۹/۲/۷۷

سلجوقی – قاجاری

۲

امامزاده هلال بن علی (ع )

شهرآران وبیدگل

۲۰۹۴

۲۷/۵/۷۷

ایلخانی –  قاجاری

۳

مسجد نقشینه بیدگل

شهرآران وبیدگل

۲۰۹۱

۲۷/۵/۷۷

سلجوقی – قاجاری

۴

خانه مرحوم آیت الله ملامحمد حسین دربندی وفتحعلی خان صدر آرانی

شهرآران وبیدگل

۲۱۱۳

۱۸/۶/۷۷

صفوی

۵

مجموعه قاضی آران

شهرآران وبیدگل

۲۲۲۵

۳/۱۲/۷۷

سلجوقی

۶

کاروانسرای شاه عباسی ابوزید آباد

شهرابوزیدآباد

۲۳۷۱

۲۳/۵/۷۸

صفوی

۷

مسجد جامع روستای محمد آباد کویر

روستای محمدآباد ( بخش مرکزی)

۳۶۲۲

۱۵/۱۲/۷۹

ایلخانی

۸

بنای تاریخی شاهسوسا

۲کیلومتری جاده قدیم کاشان – آران وبیدگل

۳۶۲۳

۱۵/۱۲/۷۹

سلجوقی

۹

آب انبارمرکزی نوش آباد

شهرنوش آباد

۳۶۲۴

۱۵/۱۲/۷۹

قاجاری

۱۰

امامزاده هادی (ع) بیدگل

شهرآران وبیدگل

۳۶۲۵

۱۵/۱۲/۷۹

سلجوقی – قاجاری

۱۱

مسجد بازار

شهرآران وبیدگل

۴۱۸۶

۱۰/۷/۸۰

سلجوقی- صفوی-  قاجار

۱۲

مسجد شیخ عبدالصمد

شهرآران وبیدگل

۴۱۸۷

۱۰/۷/۸۰

صفوی – قاجاری

۱۳

قلعه خشتی نوش آباد

شهرآران وبیدگل

۶۱۴۵

۷/۷/۸۱

سلجوقی

۱۴

محوطه تاریخی دشت مختارآباد

۴کیلومتری جنوب شرقی شهرک صنعتی

۶۵۴۰

۷/۷/۸۱

۱۵

مسجد بابا حاجی

شهر آران وبیدگل

۶۵۴۱

۷/۷/۸۱

صفوی- قاجاری

۱۶

امامزاده علی اکبر(ع )

شهر آران وبیدگل

۷۶۷۱

۱۷/۱۲/۸۱

صفوی- قاجاری

۱۷

بقعه فیض آباد کویر

۱۵ کیلومتری شمال آران وبیدگل

۷۶۷۰

۱۷/۱۲/۸۱

قاجاری

۱۸

مسجد ملاعلی آران

شهرآران وبیدگل

۹۰۱۳

۱۰/۳/۸۲

قاجار

۱۹

بقعه هفت امامزاده (ع) بیدگل

شهرآران وبیدگل

۹۰۱۴

۱۰/۳/۸۲

قاجار

۲۰

زیارتگاه  شاهزاده محمد (ع)

شهرنوش آباد

۹۰۱۵

۱۰/۳/۸۲/

ایلخانی تا قاجاری

۲۱

مسجد علی بیدگل

شهر آران وبیدگل

۹۰۱۶

۱۰/۳/۸۲

ایلخانی تا قاجاری

۲۲

مسجد وآب انبارمدرسه  بیدگل

شهر آران وبیدگل

۹۰۱۷

۱۰/۳/۸۲

ایلخانی تا اواخر مغول

۲۳

پل ساق آباد

یک کیلومتری شمال شرقی نوش آباد

۹۰۱۸

۱۰/۳/۸۲

قاجاری

۲۴

آب انبارچاله سی نوش آباد

شهرنوش آباد جنب مسجد جامع

۹۰۱۹

۱۰/۳/۸۲

قاجاری

۲۵

خانه امینی

روستای علی آباد ( بخش مرکزی )

۹۰۲۶

۱۰/۳/۸۲

قاجاری

۲۶

کاروانسرای حسین آباد

روستای حسین آباد ( بخش کویرات )

۱۰۲۴۷

۲۳/۶/۸۲

قاجاری

۲۷

قلعه های  شجاع آباد

سرراه آسفالت فیض آباد کویر

۱۰۲۵۷

۱/۷/۸۲

قاجاری

۲۸

آب انبار سرکوچه یخچال

شهر آران وبیدگل

۱۱۵۹۰

۲۴/۱۲/۸۳

قاجاری

۲۹

بازار سرگنگه

شهرآران وبیدگل

۱۲۱۰۵

۳۰/۴/۸۴

صفوی

۳۰

تپه کهریز

شهرستان آران وبیدگل- ۶کیلومتری شرق مشکان

۱۲۲۳۷

۳۰/۴/۸۴

به نقل از:   http://www.isfahanportal.ir/framework.jsp?SID=2053

 

جاذبه های گردشگری شهرستان آران و بیدگل

جاذبه های گردشگری شهرستان آران و بیدگل

 

بقعه امامزاده محمد هلال ابن علی (ع) : یکی از مراکز تاریخ و مذهبی شهر آران و بیدگل است که اولا به لحاظ اینکه مرقد مطهر یکی از فرزندان بلافصل حضرت علی ابن ابیطالب (ع) میباشد مورد توجه خاص شیعیان آن حضرت قرار دارد و همه روزه (بخصوص – روزهای پنجشنبه و جمعه) صدهانفر از دوستداران اهل بیت جهت زیارت بدانجا میروند. ثانیایکی از مجموعه های جالب تاریخی منطقه کویر ناحیه مرکزی ایران است. ضمنا همه ساله در دهه او لمحرم مرکز عزاداری و سوگواری حضرت امام حسین (ع) توسط هیئات مذهبی شهر میباشد همچنین هر سال در روز ۲۱ ماه مبارک رمضان دهها هزار نفر از اهالی شهر های آران و بیدگل ـ کاشان ـ قم ونطنز و سایر شهرهای ناحیه مرکزی شهر در این مکان اجتماع نموده و به سوگواری می پردازند. کتابخانه این بقعه مطهر بالغ بر چند هزار جلد کتاب نفیس و همچنین صدها نسخه خطی بی نظیر که همواره مورد مراجعه نسل جوان و بخصوص دانشجویان است. د راعیاد مذهبی و ایام مخصوص اسلامی این بقعه یکی از مراکز بزرگ اجتماع اهالی ومردم شهرستان کاشان می‌باشد. ساختمان این امامزاده د رعصر سلجوقی ساخته و د ردوره صفویه و قاجاریه مرمت وبازسازی شده است. بقعه امامزاده قاسم (ع) : این امامزاده از فرزندان حضرت امام علی النقی (ع) از مستحدثات دوره صفویه است که به اثر نذربیگم خاتون عمه شاه عباس اول صفوی با سرمایه مشارالیها بنا گریده است. گنبد کاشیکاری وباروی گلی این بقعه دارای زیبایی بسیار فراوانی است و از جاذبه های زیارتی و سیاحتی شهر آران و بیدگل می‌باشد. بقعه امامزاده هادی ابن علی ابن الحسین (ع) : ساختمان بقعه و بارگاه امامزاده هادی در حد فاصل دو خیابان شهداء خیابان امام خمینی (ره) که موازی یکدیگر می باشند قرار داشته و موقعیت سیاحتی و زیارتی خوبی دارد. دوره تاریخی بنا به صفویه و قاجاریه برمیگردد. بقعه امامزاده فیض آباد: این بقعه در منطقه أی بنام فیض آباد (واقع در بخش مرکزی) دردل کویر قرار دارد ساختمان این بقعه مربوط به دوره قاجاریه می‌باشد با توجه به جاذبه های فراوان سیاحتی و زیارتی این مکان چنانچه جاده ارتباطی بین امامزاده و شهر آران و بیدگل ساماندهی شود اقال عمومی د راستفاده از فضای موجود این مکان به مراتب بیشتر خواهد شد. امامزادگان زیارت فیض آباد مشهور هستند بنامهای : ۱ ـ شاهزاده سلیمان (ع). ۲ ـ شاهزاده حسین (ع)). ۳ـ شاهزاده گوهر خانم (س) بقعه امامزاده محمد نوش آباد: این بقعه در داخل شهر نوش آباد و در سه کیلومتری غرب آران و بیدگل قرار دارد. بنای این ساختمان به دوره صفویه و قاجاریه برمیگردد. این بقعه نمونه یکی از ساختمانهای مذهبی با معماری کویری ا ست و با گنبد کاشیکاری هرمی شکل و تزئینات نقاشی ودرچوبی آن کار یکی از استادان هنرمند گره چینی عصر قاجار بنام استاد صفر علی بیدگلی یکی از جاذبه – -های ارزشمند زیارتی و سیاحتی این منطقه است. بقعه بی بی شاه زینب: این بقعه در بخش مرکزی در روستای یزدل و یکی از زیارتگاههایی است که بطور سنتی و از نظر مردم- -شناختی حائز اهمیت است. این ساختمان در دوره صفویه بنا شده است. مجموعه قاضی آران : این مجموعه مشتمل است بر مسجدجامع ـ بقعه مبارکه پنج امامزاده از فرزندان حضرت امام محم باقر (ع) ـ حسینیه ـ آب انبار ـ بازارچه غربی و شرقی ـ که از نظر زیارتی؛ سیاحتی تاریخی جاذبه های فراوانی دارد. این مجموعه در یکی از خیابانهای پر تردد شهر و د رمحدوده أی بالغ بر ۱۵۰۰۰ متر مربع واقع شده است همچنین این ساختمانها د رقرنهای اولیه اسلامی و دوره صفویه قاجاریه بنا نهاده شده است. کاروانسرای تاریخی مرنجاب: قلعه تاریخی مرنجاب یکی از اطراقگاههای مهم جاده اصلی ارتباطی وکاروان رواست که کاروانهای تجار ی وبازرگانی بین شهرهای مرکزی ایران و شهرهای سمال یکشور از آن عبور میکردند. این کاروانسرا ز اوایل قرن یازدهم بدستور شاه عباس اول صفوی ساخته شده است. فاصله این قلعه از مرکز شهر حدود ۵۰ کیلومتر و وسعت آن نیز ۱۰۰۰ متر مربع می‌باشد از دیگر مولفه های آن وجود آب قنات آبگیر بیرون کاروانسرا و ایجاد یک پارک طبیعی در کنار دریاچه شگفت انگیز نمک می‌باشد. مسجدنقشینه: این مسجد در داخل شهر و با وسعت ۱۰۰۰ متر مربع د رمحل درب مختص آباد قرار دارد این مسجد که به مسجد حاج قاسم نیز معروف می‌باشد از بناهای دوره سلجوقی است که د ردوره صفویه گسترش یافته و بخشی از تزئینات ان نربوط به اوایل دوره قاجار است. در ایوان این مسجد کتیبه خط ثلث با رقم محمد بیدگلی مورخ سال ۱۲۱۵ه ق وجود دارد. سی پاره کلام اله مجید خطی که هر کدام از آنها را یک نفر از زنهای ساکن در این محله در سال ۱۱۹۲ ه. ق وقف کرده اند. این سمجد یک مجتمع فرهنگی در ئوره زندیه نیز معروف بوده سات. همچنین بعلت وجود نگارهای زیباو نقاشیهای ارزنده أی که د راین مسجد وجود داشته است به مسجد نقشینه معروف شده است. دریاچه نمک : این دریاچه در کویر مرکزی ایران قرا رگرفته است که در قسمتی از ان دریاچه نمک قرار گفته است. موقعیت خاص دریاچه مذکور و نحوه تشکیل چند ضلعیهای منظم لانه زنبوری نمک جاذبه های فراوانی ایچاد نموده است. دریاچه نمک در فاصله ۵۵ کیلومتری شمال شهر آران و بیدگل قرار دارد و از دیر باز جهت تامین نمک طعام مورد بهره برداری قرار گرفته است. یکی از جاذبه های فوق العاده جالب سیاحتی این منطقه است نحوه تشکیل چند ضلعیهای منظم با دیواره های کریستالی و بلورین در سطح دریاچه از چنان منظره چشم نوازی برخوردار است که چنانچه؛ راه ارتباطی ان تا حدودی ساماندهی شود می تواند به یکی از پرجاذبه ترین مناطق سیاحتی تبدیل شود کما اینکه هم اکنون نیز صدها سیاح وجهانگرد داخلی و خارجی بازدید می کنند. مضافا اینکه سایر مناظر کویری و گیاههای مختلفی که در اطراف آن می روید و بطور کلی از نظر اکوسیستم حائز اهمیت است بویژه آنکه موضوع حیات وحش در منطقه یاد شده و عنایت به این مطلب که در حواله نیمه دوم شهریورماه تا مهرماه گروهیی از پرندگان مهاجر بخصوص (فلامینگوها) به این منطقه روی می آروند منطقه یاد شده زیستگاه حیوانات مختلفی می‌باشد که در مجموع منطقه مورد نظر را بعنوان یکی از جاذبه های جامع سیاحتی مطرح می سازد. مسجد جامع نوش آباد: این مسجد در داخل شهر نوش آباد و با وسعت ۱۵۰۰ متر مربع بنا شده است. بنای تاریخی مسجد جامع نوش آباد یکی از بناهای دوره سلجوقی که درزمان صفویه مرمت و توسعه یافته است مناره آجری این مسجد در نوع خود بسیار جالب و دیدنی است (نماسازی سطح جانبی مناره) با استفاده از آجر معمار هنرمند آن با اختلاف سطح که بین آجرها ایجادنموده است باعث شده تا ‘آیه مبارکه العلم عنداله بخط بنائی و بسیار زیبا درهای چوبی مسجد نیز متعلق به دوره صفویه ودارای کتیبه های خط ثلث مورخ به سال ۱۱۳۳ه. ق می‌باشد. دشت کویر و بندریک: منطقه وسیعی در شمال شهر آران و بیدگل با تپه های حجیم و مرتفع ریگ (۹۰ متر) یکی از جاذبه های بسیار جالب توریستی شهرستان آران و بیدگل می‌باشد دشت کویر و ویژگیها و خصوصیات منحصر به فرد موود ر کویر شمالی شهر آران و بیدگل وجود انواع گیاهان و بقایای قلعه ها و ساختمانهای قدیمی موجود وپرندگان مهاجر وبطور کلی منظره چشم انداز تپه های مرتفع ریگ یکی از جاذبه های بسیار جالب سیاحتی و گردشگری شهرستان آران و بیدگل است که مسیر یکی از راه‌های منشعب از جاده معروف ابریشم و راه کاروانی قدیمی شمال به جنوب کشور نیز از این منطقه عبور کرده است. کاروانسرای شاه عباسی ابوزیدآباد: این قلعه که دارای ساختمانهای قرینه همدیگر و مستحکم و صد در صد قابل استفاده کار فرهنگی وسیاحتی است ودر مرکز شهر ابوزیدآبادقرار دارد. بنای ساختمان به عصر صفویه وشاه عباس برمیگردد. کوههای یخاب: در بخش کویرات شهرستان آران و بیدگل رشته کوههای یخاب وجوددارد که باعث شگفتی و تعجب است در قلب رشته کوههایی وجود دارد که در تابستان نیز هوای خشک وسردی دارد و دارای شکار (آهو) نیز میباشد. قلعه کرشاهی: این قلعه از خشت و گل ساخته شده است و هم اکنون از آثار برجای مانده از زمان قاجار است. این قلعه یکی از قلعه های مهم سردار حسین کاشی یکی از راهزنان و یاغیان دوره رضاخان بوده و هنوز آثار گلوله های توپ در نبرد نیروهای دولتی و نیروهای سردار حسین کاشی در این قلعه برجای مانده است.

به نقل از:http://www.aranbidgol.gov.ir/

آران و بیدگل دروازه کویر مرکزی ایران

آران و بیدگل دروازه کویر مرکزی ایران روزگاری که تپه‌های باستانی سیلک اولین خاستگاه مدنیت و شهرنشینی در جهان ویران گشت آبادی‌های کوچک و بزرگی به صورت قلعه و حصـار پدید آمد که چهل حصاران شهرت یافت که آران و بیدگـل یکی از آن چهل گشت و اولین شهرنشینان جهان را در آغوش خویش سکونت داد. آران و بیدگــل امروز که در شمالی‌ترین نقطه استان تمدن ساز اصفهان و در فاصله ۵ کیلومتری شهر تاریخی کاشان واقع است و به خاطر واقع شدن در مسیر جاده ابریشم همواره محل عبور و مرور کاروان‌های بزرگی بوده است که از اروپـا عازم مشرق زمین بوده‌اند. شهرستان آران و بیدگل با مساحت ۳ / ۶۰۵۱ کیلومتر مربع جمعیتی بیش از ۸۹ هزار نفر دارای دو بخش مرکزی و کویرات و چهار نقطه شهری آران و بیدگل – نوش آباد – ابوزیدآباد و سپیــد شهر و ۲ دهــستان به نام‌های کـویرات و سپید دشت می‌باشد. این شهرستان از شمال به دریاچه نمک و استان‌های سمنان و قم – از غرب به کاشان از جنوب به نطنز و از شرق به اردستـان محدود و از طریق دو جــاده اصلی به کاشان و شبکه راه‌های اصلی کشور مرتبط می‌شود. آب و هوای این منطـقه گــرم و خشک با تابستان‌های گـرم و زمستان‌های سرد و خشـک بوده و حداکثر دمـای هوا در تابستان به ۴۹ درجـه سانتی‌گراد و در زمستان حداقل برودت به ۷ درجه سانتی‌گراد زیر صفر می‌رسد. به علت وجود آثار و ابنیه تاریخی فراوان از جمله : کاروانسرای تاریخی مرنجاب – قلعه سی زان و گرشاهی در کنار طبیعت بکر و ناشناخته کویر مرکزی ایران و دریاچه شگفت انگــیز و سفیدپوش نمک در آران و بیدگل این خطه را میزبان هزاران گردشگر داخلی و بین‌المللی ساخته است. همچنین حضور مردمان مهربان و سخت‌کوش. مهمان نواز این دیار تربیت شخصیت‌های بزرگ علمی و فرهنگی و ادبی چون ملا غلام رضا آرانی – نظـام وفا و ملا محمد زمان نوش آبادی برگ زرینی از کتاب فرهنگ ایران زمین به وجود آورده است. ذوق هنری توام با همت و قناعت این مردمان را می‌توان در خلق گـل و بوته های فرشهای نفیسی دید که این خطه را با نام فرش عجین ساخته است. اگـر چه امروزه با بهره وری از معادن نفت – گاز – نمک و مواد شیمیایی مختلف به نمودن ذخیره سرمایه های عظـیم زیرزمینی افقی درخشان جهت حضور در عرصه صنعتی کشور را به انتظار نشسته ایم. اماتلاش برای احیا و بازسازی ابنیه تاریخی این خطه که بر رونق صنعت توریسم نیز خواهد افزود.

به نقل از:http://www.aranbidgol.gov.ir/

مشاهیرشهرستان آران و بیدگل(۱)

مشاهیرشهرستان آران و بیدگل(۱)

در طول تاریخ پرافتخار اسلام؛ وطن اسلامیمان ایران؛ مهد پرورش ستارگان پرفروغ دانش بوده است. این چهره های درخشان با نوشیدن جرعه هایی از چشمه ناب معارف دینی عامل هدایت و روشنگری در زندگی مادی و معنوی مردم این مرز و بوم بوده و خدمات ارزنده أی به جامعه اسلامی کرده اند.

در دامان و بستر کویری آران و بیدگل مردانی سختکوش و پرتلاش با تکیه بر توقیفات الهی توانسته اند به سرچشمه های حقیقت علم و دانش را سیراب کنند و از خود آثار ارزشمندی را به یادگار بگذارند سخن گفتن از این انسانهاسخن از نیکی و ارزشهاست دراین قسمت به معرفی اجمالی عالمان نامدار و دانشمندان فرهیخته و آثار آنها پرداخته و خوانندگان را به هویت فرهنگی و علمی منطقه آشنا می سازیم.

ملا ابوالحسن (واعظ) : از اجداد ملا غلامرضا و مولف کتابهای (( منتخب بحار الانوار)) و ((مجموعه حکایات ))و… بوده است. ((رساله هلالیه ؛ ص ۵۵۹))

ابوطالب آرانی : فرزند محمد حسن؛ ازفضلای هم عصر ملاغلامرضا و اکثر رساله های علمای معاصر خود را نوشته است.((وقف ؛ میراث جاویدان ؛ش۳))

ملا ابولقاسم ( متولد ۱۲۲۹ ق) : فرزند ملا غلامرضا بوده است. ((تاریخچه علم و ادب؛ ص۲۶))

ملا احمد مجتهد بیدگلی : فرزند ملاجعفر ؛ از خاندان علمی جبل عامل بوده که برای ترویج تشیع به این منطقه مهاجرت کرده اند. ملا محمد باقر ؛ ملا علی اکبر ؛ ملا محسن ؛ ملا محمد حسین؛ ملا ابوالقاسم از عالمان این خاندانند.((کتابچه چراغان ؛ ص۱۲ و ۳۳و۵۸))

ملا احمد آرانی : (قرن ۱۳ق) : فرزند حاج محمدباقر آرانی کتابهای (( سحاب الامطار))؛(( عمان الجواهر ))؛ (( کنوز الداعی ؛ منظومه یوسفیه ))؛((دبستان الواعظین و گلستان الناظرین ))و… از آثار اوست.((تاریخچه علم وادب ؛ ص ۲۹))

آقا میرزا احمد عاملی آرانی (۱۲۷۹ـ۱۳۶۹ق) :فرزند ملامحمد علی آرانی است. وی از علمای بزرگ منطقه آران و بیدگل واز شاگردان پدرش و آقا ملاحبیب الله شریف کاشانی بوده است. کتابهای ((نهج الرشاد))؛ ((رساله علمیه سبیل الجنان ))و رساله های خطی دیگری در فقه و اصول از او به جای مانده است. آرامگاه این عالم بزرگوار در شمال بقعه محمد هلال بن علی (ع) از پایگاههای تبلیغ دینی ؛ توسل و نشر معارف اهل بیت است. (( نقباء البشر ؛ ج ۱؛ ص ۱۱۵))

ملا اسدالله بیدگلی : فرزند ملا محمدرضا مجتهد؛ از فضلای بیدگل بوده است.

میرزا ابرایهم آرانی (زنده در سال ۱۱۹۸ق) : از مردان سرشناس دوران صباحی بیدگلی بوده که در عتبات مدفون است. ((دیوان صباحی بیدگلی ؛ ص۱۲۶ ـ و نقل از سید عباس کاشانی ))

جلال الدین مسعود بیدگلی : مشهور به عمده العلما که قبل از دولت صفویه ؛ در کاشان حکومت تشکیل داد و منطقه را از درگیریهای داخلی حفظ نمود. ((تاریخچه علم وادب ؛ ص۱۸/حبیب السیر؛ ج۴؛ ص۴۷۳))

شیخ حسن آرانی فرزند آقا بابا از فضلای قرن سیزدهم هجری است که کتابهای ((فواید جلیله؛ نظم الدرر؛ رفیق التوفیق؛ و نخبه الرشاد)) را به رشته تحریر در آورده است. ((تراجم الرجال ؛ ج۱؛ص۱۴۳))

آقا حسین بیدگلی (متوفی ۱۳۱۰ق): فرزند ملا محمد از فضلای بیدگل بوده است.((الماثرو الاثار؛ص۱۷۱))

سیدحسین بیدگلی : فرزند سیدجعفر حسینی ؛ از علمای قرن سیزدهم هجری است.((تراجم الرجال ؛ ج۱؛ص۱۶۸))

آقا حسین در بندی آرانی (۱۲۶۷ـ۱۳۴۶ش): ملب به افتخار الاسلام و فرزند ملاعباس ؛ از آیات عظام علوی یثربی و رضوی ؛ اجازه اجتهاد و نقل راویت داشت. وی از خوشنویسان معروف عصر خود بود که نستعلیق و شکسته تحریری را به نیکویی می نوشت. ((تاریخچه علم وادب ؛ ص۳۹))

آقا حسین اقدسی بیدگلی : فرزند ملا آقا محمد؛ از فضلا و خطبای بیدگل شمرده شده است. ((تاریخچه علم وادب ؛ص۳۸))

شمس الدین نوش آبادی : از علمای قرن هفتم که از دوستان باباافضل مرقی بوده است.((نقباءالبشر؛ ص۸۴۶))

میرزا صدر الدین آرانی (متوفی ۱۳۴۰ ش): فرزند ملا محمد حسین ؛ از فضلا و عرفای آران که در جوا بقعه محمد هلال (ع) مدفون است. ((تاریخچه علم وادب؛ ص۳۴))

آقا سید صدرالدین بیدگلی : فرزند آقا سید حسین ؛ از علماو فضلای بیدگل بوده است ((کتابچه چراغان ؛ ص۲۶و۳۰و۳۴))

ملا عبدالله بیدگلی : از علمای قرن دوازدهم هجری که در علم و عمل بی نظیر بوده است.((زساله شرح الاحوال ملا علی آرانی؛ ص۶))

سید میر عبدالباقی بیدگلی : فرزند حاج میرزا محمد تقی ؛عالم ؛ شاعر و خطاط کتاب ((تحفه هاشمیه )) از آثار اوست. ((کتابچه چراغان ؛ص۱۰۳/تاریخچه علم وادب ؛ص۳۰))

ملا عبدالغفور بیدگلی : فرزند ملامحسن و پسر عموی موبد؛ از علمای بیدگل بوده است.((کتابچه چراغان ؛ ص۳۴و۸۵))

ملا عبدالهادی آرانی (متوفی ۱۲۸۰ق): از علما و نیکوکاران سرشناس بوده است.((تاریخچه علم وادب ؛ ص۲۷))

ملا عبدالباقی بیدگلی ( متوفی ۱۲۸۵ق) : فرزند حاج محمد تقی بیدگلی ؛ از ناموران بیدگل بوده است.

((تاریخچه علم وادب ؛ ص۲۷))

ملا عبدالعظیم بیدگلی ۱۱۷۰ـ۱۲۵۰ق): فرزند محمد تقی ؛ از علمای بزرگ بیدگل است که به زواره و اردستان مهاجریت کرده و در آنجا حوزه درس و وعظ داشته است چند قرن به خط نسخ نوشته و وقف نموده است. فرزندان اونیز از علمای بزرگ بوده اند که به نقاط مختلف کشور مهاجرت کرده اند.((آتشکده اردستان؛ ص۲۸۶))

عبدالعلی موبد بیدگلی :فرزند محمد باقر ؛ از ادباو رجال علمی دوره مشروطیت و از مریدان شیخ هادی نجم آبادی است. روزنامه (مدی ) و کتابهای ((خجسته نامه )) ((مجموعه موبد؛ نسخ موبد))؛((تصحیح شاهنامه ؛ هنایش خرد)) از آثار اوست. تخلص اودر شعر ((موبد))((صبح نخشت ))و ((صبحی ))بوده است.

((کتابچه چراغان ص۳۴ـتاریخچه علم وادب ؛ص۳۴))

ملا علی بیدگلی : فرزند ملا محمد ؛ از علمای قرن سیزدهم هجری که شاگرد ملاغلامرضا آرانی بوده است.

((نقباء البشر؛ ج۴؛ ص۱۵۳۷))

آقا علی تشکری آرانی ( ۱۲۹۹ـ۱۳۶۳) : فرزند میرزا محمد ؛ عالم ؛ فاضل ؛ شاعر و نویسنده ؛ کتابهای ((تاریخچه علم و ادب در آران )) ؛ (( ستارگان فروزان )) و (( دیوان اشعار خطی )) از آثار بجا مانده اوست.

(( تاریخچه علم و ادب ؛ ص ۸۷))

ملا علی اصغر بیدگلی : وی از شاگردان علم الهدی (فرزند فیض ) بوده است. (( معادن الحکمه ج۱؛ ص۷۴))

سید علی اکبر نوش آبادی (شهادت ۱۲۳۷ ق): شرحی بر (( قواعد علامه )) نوشته و در نوش آباد مدفون است. ((شرح قواعد خطی ))

غلامرضا آرانی (۱۱۹۲ـ۱۲۶۵ق): فرزند ملا محمد علی آرانی است. نزد بزرگانی چون سید علی طباطبائی وملا احمد نراقی شاگردی کرده و از او بیش از ۳۰اثر خطی به صورت کتاب ؛ راسله ؛ شرح به زبان فارسی و عربی بجا مانده است.

مهمترین آنها (( جامع الشتات و قالع الشبهات )) ؛ (( عواید الایام و قوائد الانام ))؛ (( کنوز الجواهر و معادن الزواهر))؛ (( حجه البالغه))؛ ((الجامع النافع ))؛ (( اجوبه المسائل ))و (( رساله هلالیه))در شرح حال امامزاده محمد هلال بن علی (ْع) است. (( تاریخجه علم وادب ؛ ص۱۲۱))

قاضی محمد آرانی (زنده در سال ۱۰۷۵ ق): عالم نیکوکار که اغلب بناهای مذهبی در آران به همت وی ساخته شده و محله قاضی آران نیز به نام اوست. ((تاریخچه علم وادب ؛ص۸۱))

ملا محمد مومن آرانی (زنده در سال ۱۲۰۰ ق): فرزندحاج عبدالرحیم آرانی ؛ از فضلا و افراد خیر بوده است.

(( ستارگان فروزان ؛ ص۵۸))

شیخ محمد آرانی (متوفی ۱۳۰۰ق): فرزند ملا محمد علی آرانی است. (( تاریخچه علم وادب ؛ ص۳۱))

محمد بن عبدالوهاب بیدگلی (متوفی ۱۲۹۰ق): اشعار و شواهد کتاب مطول را شرح کرده است.((الذریعه ؛ج۱۳؛ ص۲۴۲))

ملا آقا محمد اقدسی بیدگلی (۱۳۰۴ـ۱۳۶۷ق): فرزند ملا محمد حسین بیدگلی که عالیم فاضل بوده است.

((تاریخچه علم وادب ؛ ص۳۸)

ملا محمد بیدگلی (متوفی ۱۲۹۰ق): فرزند ملا محمد جعفر بیدگلی است. این عالم فاضل به تهران مهاجرت کرد. دارای فرزندانی دانشمند و متقی به نامهای :علی ؛ حسین ؛ احمد ؛ محمد جعفر و حسن بوده است.

((نجوم السماءج۱؛ ص۳۷۸؛ تاریخچه علم وادب ؛ص۲۸))

ملا محمد نصر آبادی (قرن سیزدهم هجری ): عالم در علوم عقلی و نقلی که با ملا غلامرضا آرانی معاصر بوده است. (( رساله هلالیه ؛ ص۲۳۵))

شیخ محمد نوش آبادی (زنده در سال ۱۱۷۲ق): فرزند محمد زمان ؛ فیلسوف ؛ متکلم؛ منجم و ریاضیدان بوده کتابهای (( هدایه المسترشدین ))؛ ((مرات الزمان))و ((القول السدید))؛ از جمله آثاراوست.((تاریخ اجتماعی کاشان ؛ ص۱۶۶))

علامه میرزا محمد بیدگلی : معروف به کاشف؛ از علمای دوره صفویه است که به نایین مهاجرت کرده و حاشیه أی بر کتاب اسفار ملاصدرا نوشته است. ((سیمای نائین ؛ ص۱۷۶/ تاریخچه علم وادب ؛ص۱۹))

میرزا محمد محقق بیدگلی ( متوفی ۱۰۵۵ ق): فرزند سلطان محمد؛ از علما و عرفای بزرگ بوده و کتابهای (( تیسیر المرام؛ (( ریاض العارفین ))؛ (( منهاج السالکین ))؛ ((تذکره العارفین ))؛ ((رساله العرفان )) از آثار اوست. قبر وی در زیر زمین مسجدی که بنام اوست در محل دروازه سوراخ باره بیدگل واقع است.

((کتابچه چراغان ؛ص۱۹؛۳۰/تاریخچه علم وادب ؛ص۲۰))

ملا محمد ابراهیم بیدگلی :وی از مدرسان بزرگ حوزه علمیه کاشان بوده است.(( تراجم الرجال ؛ ج۲؛ص۵۷۳))

ملا محمد باقر آرانی : برادر ملاغلامرضا است و کتاب ((کنزالواعظین ))از آثار اوست.((رساله هلالیه ؛ فصل هفتم /تاریخچه علم وادب ؛ ص۲۶))

ملا محمد باقر آرانی (متوفی ۱۳۲۲ق): فرزند ملا محمد حسین که در جوانی به مرتبه اجتهاد نایل آمده است. (( تاریخچه علم وادب ؛ ص۳۱))

ملا محمد باقر بیدگلی (متوفی ۱۳۱۰ق): فرزند ملا محمد حسین ؛کتابهای ((القواعدالباقریه ))؛ ((القواعد الفقهیه ))را تالیف و قصاید سید حمیری و عمید الدین را شرح کرده است. (( تراجم الرجال ؛ ج۲؛ ص۵۸۹))

ملا محمد باقر بیدگلی :فرزند ملا محمد ؛ کتاب ((الکواکب الدریه )) در علم کلام از آثار اوست.

(( الذریعه ؛ج۱۸؛ص۱۷۸/کتابچه چراغان ؛ص۳۴))

محمد تقی بیدگلی : از علمای قرن دوازدهم هجری که کتاب های ((روضه العلماء))و ((المعین )) را به رشته تالیف در آورده است. ((علام الشیعه ؛قرن ۱۲؛ ص۱۱۷))

ملا محمد جعفر آرانی (متوفی ۱۳۴۸ق): فرزند ملا محمد حسن ونوه ملا غلامرضا آرانی است او در فضل و فقاهت و زهد زبانزد عام و خاص بوده و در جنب بقعه محمد هلال (ع) مدفون است. (( تاریخچه علم وادب ؛ ص۳۶))

ملا محمد جعفر بیدگلی (متوفی ۱۱۸۱ق): فرزند ملا محمد ؛ از اساتید و مشایخ ملا احمد نراقی بوده است.

(( رساله شرح الاحوال ؛ص۶/ اجازات ملا احمد نراقی ))

ملا محمد جواد بیدگلی : فرزند ملا محمد یا محمد حسین از فضلای بیدگل برشمرده شده است.

(( کتابچه چراغان ؛ص۵۸و۳۴))

محمد حسن متوسل (۱۳۰۰ـ۱۳۷۱ش): فرزند حاج آقا محمد؛ و از نوادگان داعی آرانی بوده است. وی مردی فاضل و نیکوکار بود. بنای ساختمان بیمارستان سید الشهدای آران و تشکیل صندوق ذخیره علوی قم از آثار بجا مانده اوست.

ملا محمد حسین آرانی : فرزند ملا غلامرضا ؛ أی عالم فاضل از آران مهاجرت کرد وپس از سالها هجرت وفات نمود و در جنب بقعه هلال (ع) مدفون گردید. (( تاریخچه علم وادب ؛ ص۲۶))

ملا محمد حسین آرانی : (متوفی ۱۳۱۵ق): فرزند ملا محمد مهدی آرانی ؛ از عالمان و زاهدان بوده است.

(( تاریخچه علم واد ب؛ ص۲۲))

ملا محمد حسین آرانی (متوفی ۱۳۱۵ق): فرزندملا محمد باقر که عالی فقیه بوده است. (( تراجم الرجال ؛ ج۱؛ ص۱۸۸))

ملا محمد حسین نوش آبادی : از فضلای نوش آباد که نزد آیت الله آقا میرزا احمدعاملی شاگردی نموده است. ((تاریخچه علم وادب ؛ ص ۳۹))

ملا محمد رضا آرانی : کتاب منظومه ((خلاصه الرجال )) را تالیف کرده است.

ملا محمد رضا بیدگلی : (متوفی ۱۳۱۰ق): فرزند محمد علی که کتاب ((عروه الوثقی )) را در دو جلد به صورت خطی نسخه برداری کرده و آثار دیگری از او ذکر شده است. (( تاریخچه علم وادب ؛ ص۲۶))

ملا محمد صالح بیدگلی : کتاب ((لسان الواعظین )) از آثار اوست. (( نسخه خطی : کتابخانه آیت الله گلپایگانی ؛ش۸۲/۱۸))

ملا محمد علی آرانی (زنده در سال ۱۲۰۴ق): فرزند ملا علی که تالیفاتی در فقه واصول داشته است.

(( رساله هلالیه (خطی )؛ ص۱۸۰))

ملا محمد علی (ملا علی آرانی ) (۱۱۷۷ـ۱۲۴۴ق): فرزند ملا محمد حسن؛ از علمای بزرگ و صاحب کتابهای ((الدریه البهیه )) ؛(( زاد الناسکین ))؛ ((الفوائد الصادقیه ))؛ (( مقاصد المهمه))؛ ((

به نقل از:http://www.aranbidgol.gov.ir/

مشاهیرشهرستان آران و بیدگل(۲)

 

مشاهیرشهرستان آران و بیدگل(۲)

در این قسمت شرح مختصری از حال سخنوران گذشته را از نظر گذرانده و با شاعران و ادیبان معاصر این دیار ادب پرور آشنا می شویم. آشفته بیدگلی (۱۲۹۷ش…)

یدالله اربابی ؛ فرزند ارباب علی ؛ متولد بیدگل است.

ابن روح آرانی (۱۲۶۵ـ ۱۳۲۸ق): ملا محمد رضا ؛ متخلص به ((ابن روح )) فرزند روح الامین ؛ متولد و مدفون در آران است. وی مانند پدرش در آران مکتبخانه داشته ودیوان اشعارش بیشتر در مراثی اهل بیت است.

ادیب بیضایی آرانی (۱۲۹۹ـ ۱۳۵۲ٌ): استاد سخن ؛ میرزا علی محمد فرزند ملا محمد رضا؛ متخلص به ((بیضایی)) در آران متولد گردید. تحصیلات علوم قدیم و جدید را درزادگاهش فرا گرفت. سپس به تهران مهاجرت کرد و در آنجا با اکثر بزرگان علو ادب همعصر خود همچون استاد سعید نفیسی و ملک الشعرا ء بهار دوستی داشت. از آثار ادبی بیضایی ؛ دیوان اشعار اوست که به چاپ رسیده است. مدفن بیضایی در قبرستان قدمگاه کاشان می‌باشد.

احمد ایزدی آرانی (۱۳۰۲ـ۱۳۷۴ش): وی از منسوبین نظام وفاست که در شعر دوستی داشته و خط شکسته نستعلیق تحریری را خوب می شناخت.

بزمی بیدگلی: زنده قبل از سال ۱۲۳۸ق): میرزا محمد صادق ؛ متخلص به ((بزمی )) از شاگردان صباحی بیدگلی بوده و اشعار زیادی سروده است.

پرتو بیضایی آرانی (۱۲۴۸ـ۱۳۴۸ش): حسین بیضایی فرزند علی محمد (ادیب بیضایی )؛ متخلص به (( پرتو)) متولد آران و مدفون در قبرستان فیض کاشان است. او از شاعران ونویسندگان معاصر بوده و کتابهای (( تایخ ورزش باستان )) ؛(( تلخیص تاریخ گیتی گشای زند))؛(( کاشانه دانش )) نیز مقالات تحقیقی و ادبی در مجلات (( یغما؛ ارمغان ؛ یادگار)) و تصحیح وتحشیه و مقدمه بر دیوان های ((ادیب بیضایی ؛ کلیم کاشانی ؛ قصاب کاشی ؛ صباحی بیدگلی )) از آثار اوست.

میرزا یحیی بیضایی آرانی : فرزند ملا محمد رضا (ابن روح )و برادر ادیب بیضایی است وی یکی از مرثیه سرایان خوش ذوق بوده است.

تاج الدین محمد نوش آبادی : از فضلا و عرفای قرن هفتم هجری که با افضل الدین محمد مرقی (بابا افضل ) مکاتبه و دوستی داشته است.

میرزا محمد تشکری (۱۲۷۰ـ۱۳۵۴ش): فرزند علی اکبر ؛ از مردان متدین و پرهیزگار بوده و در مدح و ثنای ائمه اطهار اشعار فراوانی سروده است. حجه الاسلام آقای علی تشکری و استاد شهای تشکری از فرزندان آن مرحوم اند.

حیا آرانی (۱۲۸۰ـ۱۳۱۵ش): خانم منوره ؛ همسر ملا محمود و مادر نظام وفا ؛ از زنان فاضله وروشنفکر آران بوده است او خط شکسته و نستعلیق را نیکو می نوشت و در شعر ( حیا) تخلص می نمود در جوانی بدرود حیات گفت و برحسب وصیتش در قبرستان وادی السلام نجف مدفون گردید.

خجسته بیدگلی : ملا عباس روضه خوان ؛ متخلص به (( خجسته ))؛ از شاعران بیدگل شمرده شده است.

داعی آرانی (۱۱۹۳ـ۱۳۱۰ق):ملا محمد حسن فرزند ملا آقا باباآرانی ؛ متخلص به ((داعی )) متولد در آران ومدفون در قبرستان قدیم (مقابل ساختمان کنونی شهرداری آران و بیدگل ) است.

ایشان به تدریس و تعلیم و امامت جماعت و وعظ و ارشاد اشتغال داشته ؛ د رتهذیب نفس ؛ عبادت و خودسازی ؛ زهد وتقوا؛ قناعت و مناعت طبع زبانزد اهالی بوده است.

ثقه الاسلام حاج آقا محمد متوسل که از نوادگان اوست ضمن نقل کراماتی از داعی ؛ خوشنویسی و طبع روان او را ذکر کرده و از (( دیوان قصاید)) و کتابهای (( ریاض الفنون )) (( عقاید منظوم )) و (( منظومه لغات عربی )) و منظومه صد پند لقمان (خطی ) او نام برده است.

داوری آرانی : سلطان ابراهیم آرانی ؛ متخلص به ((داوری )) از شعرای آران که در نیمه اول قرن یازدهم می زیسته و است او علاوه بر سرودن شعر؛ به کار قضاوت نیز اشتغال داشته و دیوان شعری ازداوری به جا مانده است.

ذکائی بیضایی آرانی (۱۲۸۳ـ ۱۳۶۵ش): میرزا نعمت الله بیضایی ؛ متخلص به ((ذکاوی )) فرزند ملا محمد رضا و برادر ادیب بیضایی ؛ از شاعران و نویسندگان معاصر است که در زمینه های مختلف نوشته و تالیف دارد. (( حقوق بین الملل ))؛(( طلیعه آثار انجمن ادبی تهران )) ؛(( تذکره چهل و هشت از شعرای معاصر )) ((قصص الشعراء)) ؛(( نقد الشعر ))؛(( زنان شاعره ))؛(( تدکره خوان نعمت ))؛(( تذکره شاعران آران ))L( دیوان اشعار))؛((زندگی میر عزای کاشی ))؛(( تذکره شعرای گمنام ))؛و..از آثار مطبوع اوست.

ربطی بیدگلی : از شعرای اواخر دوران صفویه است که ماده تاریخی از سروده های وی را مرحوم میرزا محمد رضا فلاح آرانی از روی یکی از سنگ قبرهای قبرستان مابین آران و بیدگل نقل کرده است.

روح الامین آرانی (۱۲۲۵ـ۱۲۸۸ق): ملا محمد آرانی ؛ متخلص به ((روح الامین )) ؛ فرزند ملا علی اکبر متولد و مدفون در آران است.

وی تحصیلات علوم قدیمه را در زادگاهش و اصفهان گذراند. در بازگشت به آران به پاسخگویی مراجعان در امور شرعی پرداخت و اولین مکتبخانه را دایر کرد. اشعارزیادی سروده که به مرور زمان یادداشتهای آن از بین رفته و فقط یک قصیده از او باقی مانده است.

سرشار آرانی ۰زنده قبل از سال ۱۲۹۷ق): میرزا علی اصغر آرانی ؛ متخلص به ((سرشار)) از شاعران وطبیبان و خطاطان آران بوده است.

سهیل آرانی (۱۳۰۲۱ق): محمدرضا فرزند عبدالهادی ؛ متخلص به ((سهیل )) متولد و مدفون در آران واز شاگردان ملا محمد نراقی بوده است.

صباحی بیدگلی (…ـ۱۲۱۳ق): حاج ملا سلیمان بیدگلی ؛ فرزند ملا عبدالهادی ؛ متخلص به ((صباحی )) از شاعران بزرگ و توانای قرن دوازدهم است در علوم نجوم ؛ ریاضیات و ادبیات فارسی و عبی تبحر داشته است. هاتف ؛ عاشق ؛ مشتاق ؛ رفیق اصفهانی از دوستان وی و بزمی بیدگلی و فتحعلی خان صبا کاشانی و میرزا صادق وقایع نگار معروف به همای مروزی از شاگردان او بوده اند. صباحی از رهبران سبک بازگشت است. مدفن او در قبرستان جنب شاهزاده حسین بیدگل است. دیوان شعر صباحی به چاپ ریده و ترکیب بند او در واقعه کربلا از بهترین اشعار اوست.

ضیائی آرانی : ملا محمد حسن عطار آرانی متخلص به ((ضیایی )) از شعرای اواخر قرن سیزدهم هجری قمری است.

فائز بیدگلی ( زنده در سال ۱۰۷۶ق): از شعرای بیدگل که در زمان صفویه می زیسته است از وی ماده تاریخی در باره آب انبار محله توی ده بجا مانده که بر روی سنگ حکاکی و بر جرز آن آب انبار نصب شده است.

ملا فاطمه آرانی : از زنان شاعره آران در عصر قاجار است که علاوه بر سرودن شعر؛ مکتب داری و روضه خوانی می کرده است.

ملا فضل علی نصر آبادی : از شعرای قرن سیزدهم و اهل نصر آباد کویر است. مثنوی وی به نام (( گیتی افروز )) در مدح حضرت رسول (ص) به صورت خطی باقی مانده است.

فلاح آرانی (۱۳۰۶ـ۱۳۸۰ق): محمدرضا فرزند حاج علی اکبر؛ متخلص به ((فلاح )) و ((رضا) نوه دختی سهیل؛ متولدآران و مدفون در جوار بقعه محمد هلال بن علی است او در ادبیات و ریاضیات متبحر و از خطاطان معروف و بنام که در نوشتن با خط ناخنی ؛ مهارت تمام داشته است. بنای مدارس له سبک جدید در آران و بیدگل از یادگار های اوست.

حسن بیدار مغز (فهیمی )آرانی (۱۳۰۰ـ۱۳۷۳ش): از شاعران معاصر که تحقیقاتی پیرامون قدمت آران نموده و دفاتر شعر او به صورت خطی بجا مانده است.

مایل آرانی (۱۲۹۲ـ۱۳۵۴ش): شیخ محمد سلطان محمدی آرانی ؛ متخلص به ((مایل )) فرزند کدخدا حسین ؛ متولد آران و مدفون در آستان محمد هلال بن علی است. اوشاعری روشندل و دارای حافظه أی قوی بود. بیش از سه هزار بیت قصیده ؛ غزل ؛ مدح و مراثی داردکه بصورت مخطوط و پراکنده موجود است.

متوسل آرانی (۱۲۶۴ـ۱۳۵۱ش)‍: حاجی آقا محمد متوسل آرانی ؛ فرزند ملا محمد حسن متخلص به ((متوسل )) از صالحان و واعظان ونیکوکاران معروف آران بوده است وی ضمن کسب و کار به اقامه نماز جماعت و تعلیم قرآن و احکام اشتغال داشته و شعر نیز می سروده است. سالهای آخر عمر به قم مهاجرت نمود و پس از وعظ و ارشاد در آنجا به رحمت ایزدی پیوست مدفن او د رقبرستان ابوحسین قم واقع است.

موسوی آرانی (۱۳۰۴ـ۱۳۶۸ش):سید شهاب الدین موسوی متخلص به ((موسوی )) فرزند سید علی اکبر ؛ متولد و مدفون در آران ؛ از شاعران معاصر بوده که مجموع اشعار او به صورت پراکنده و مخلوط بجا مانده است.

نداف آرانی : علی اکبر عرشی آرانی ؛ متخلص به ((نداف )) ازشاعران بذله گویی قرن دوازدهم است.

نظام وفا آرانی ( ۱۲۶۶ـ۱۳۴۳ش): نظام وفا فرزند ملا محمود (امام جمعه ) در آران متولد گردید دوره های علوم قدیم و جدید را در آران و کاشان و تهران و عتبات مقدس گذراند و پس از آن در تهران سکونت گزید.

شغلش معلمی و منزلش محفل ادبیان و نویسندگان بود. او به زبانهای خارجی آشنایی داشت. از طبع سرشار و قلم روان او ((یادگار اروپا؛ دل ؛ حبیبو رباب ؛ ستاره و فروغ ؛ آماج دل ؛ روان شناسی ؛ منطق ؛ نمایشنامه فروز و فرزانه ؛ گذشته ها و مجله وفا (در چندین شماره ) در خور ذکر است. مدفن نظام وفا در شهر ری ؛ در جوار حضرت عبدالعظیم و رواق شهید حاج اسماعیل رضایی واقع است.

نگاهی آرانی (…ـ۲/۹۷۹ق): او در فن نظم بی نظیر بوده و مدت سی سال به نظم مثنویات پرداخته است. از مثنویهای او (( مختارنامه )) در سی هزار بیت (( مهر و مشتری )) در جواب مولانا محمد عطار است. وی در آران مدفون و اشعار او (( همیشه بهار)) و ((خلاصه الاشعار ))امده است.

ملا نوروز علی آرانی : از شعرای عهد قاجار که درشعر ((بسم الله )) تخلص می کرده و اشعار او بیشتر به زبان محلی بوده است.

واصف بیدگلی (…ـ۱۳۷۷ق): استاد فرج اله صدیقیان ؛ متخلص به (( واصف)) از شاعران و مرثیه خوانان ائمه اطهار ؛ متولد و متوفی در بیدگل است. از وی دیوان شعر باقی مانده است.

وصاف بیدگلی (۱۲۹۰ـ۱۳۳۰ق): محمدرضا فرزند جعفر ؛ متخلص به ((وصاف )) از ادبا و شعرای معروف بیدگل است در طب و نقاشی نیز مهارت داشته و کتابچه أی بنام (( چراغان )) در ۱۶۲صفحه در جغرافیایی بیدگل تالیف و در سال ۱۳۱۰ق به خط میرزا ابوطالب فرزند میرزا ابولقاسم طباطبایی به رشته تحریر در آورده است دیوان شعر وصاف به همت آقای نصرت الله اربابی به زینت چاپ آراسته گشته است. آرامگاه وصاف در محله خانقاه (دوست محمد ) بیدگل واقع است.

از شاعران معاصر؛ استاد شهاب تشکری آرانی که دو دفتر از اشعارش ( نمک کویر و نسیم عاطفه ) به چاپ رسیده و آقایان محمد عظیمی بیدگلی ؛ محمد رجائی ؛ عباس و حسن امینیان ؛ صباحی بیدگلی ؛ امینی نوش آبادی ؛ سرافرازی ؛ عظیم زاده آرانی و…قابل ذکرند.

به نقل از:http://www.aranbidgol.gov.ir/